عشق مامان
نفس مامان 
دختر گلم آخه کی بزرگ میشی که برات تعریف کنم از کارهای بامزه ای که انجام می دی .
عزیز دل مامان خانم شده، بزرگ شده، دیگه تو کارهای خونه کمک مامان می کنه حرف گوشکن شده، وقتی می خوایم غذا بخوریم می یاد کمک می کنه وسایل سفره رو میبره میزاره وقتی هم که غذا خوردن تمام شد زود بلند میشه کمک می کنه تا ظرفها رو جمع کنه، قربون اون دستای کوچولوت بشم که کمک مامان می کنی . 
جوجوی مامان یک کار قشنگه دیگه ای هم انجام می ده اونم اینه که وقتی لباسهارو شستم میره از توی لباستشویی لباسها رو در میاره و روی رختکن پهن می کنه .
تازه وقتی دارم جارو برقی می کشم کمک میکنه جارو رو حل می ده و بعد دستمال بر میداره برام گردگیری می کنه، اینجور مواقع قیافه اش دیدنیه مثل این آدم بزرگها اینقدر قشنگ کارش رو انجام میده .

فدای این مهربونیت، جوجوی ناز مامان، عاشقتم .



عشق مامان 







